بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘پوشش خبری’

ماجرای ژورنالیسم ویکی‌لیکس

۲۰ مرداد ۱۳۸۹ بدون دیدگاه
“ما فقط یک‌بار زندگی می‌کنیم، به همین دلیل باید در دوران خود کاری مفید و رضایت‌بخش انجام دهیم. کار من، برای چنین منظوری است، من از ایجاد کارهای بزرگ و کمک به انسان‌های زخم خورده لذت می‌برم، خوشم می‌آید آرامش قدرتمندان را بهم بزنم، این کار واقعا به من لذت می‌بخشد.” این‌ها بخشی از حرف‌های جولیان آسانژ یکی از بنیان‌گذاران ویکی‌لیس در مصاحبه‌اش با مجله اشپیگل است. اما آیا باید به کار آسانژ و همکارانش در افشای اسناد محرمانه جنگ افغانستان فقط از دید سیاسی نگاه کرد؟ یا کار آن‌ها یک پدیده و تحول در روزنامه‌نگاری نیز بوده است؟
روی گرینسلد (Roy Greenslade) استاد ژورنالیسم در دانشگاه لندن معتقد است که انتشار اسناد محرمانه جنگ افغانستان بر روی سایت ویکی‌لیکس یک موفقیت بزرگ است برای آن‌چه او آن را Data ژورنالیسم می‌نامد. از نظر او اگر چه نمی‌توان منکر تلاش آدم‌هایی شد که این اسناد را به ویکی‌لیکس انتقال داده‌اند اما به هر حال محتوای اسناد اهمیت بیشتری دارند، زیرا این وقایع‌نگاری یک منبع اطلاعاتی گران‌بها است که حالا در دسترس همه قرار دارد. او می‌گوید که ارسال مدارک بر روی اینترنت به خودی خود یک عمل روزنامه‌نگارانه به حساب نمی‌آید، بلکه این تازه آغاز یک فرایند روزنامه‌نگاری است، که شامل، تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات متن‌ها و اسناد می‌شود، همان‌طور که این کار تا اندازه‌ای در نیویورک‌تایمز و گاردین انجام شد.
با این وجود اگر فکر کنیم در این ماجرا با پدیده‌ا‌ی کاملا جدید روبرو هستیم در اشتباهیم. در واقع Data ژورنالیسم دارای یک سابقه‌ی تاریخی درخشان است از نام گزارشگرانی که با شامه‌ی تیز خود صفحه به صفحه اسناد مختلف را بررسی کرده‌اند تا از یک طرف پرده از حقایق بنایان برانداز بردارند، یا خبرهای دست اولی را افشا کنند.
اما گذشته‌ی Data ژورنالیسم اغلب مورد فراموشی واقع می‌شود. یکی از درخشان‌ترین مثال‌ها در این مورد مربوط به تحقیق مشهور ساندی‌تایمز بر روی استفاده از داروی تالیدومید (thalidomide) است. بر این اساس آرام‌بخشی که توسط یک شرکت داروسازی آلمانی تولید می‌شد در سال ۱۹۶۱ به خاطر عوارض شدیدش بر روی کودکان از بازار جمع‌آوری شد. در جریان این تحقیق‌ ساندی‌تایمز می‌پردازد به جمع‌آوری هزاران سند داخلی شرکت درباره‌ی دارو، در حالی که همه‌ی آن‌ها باید از آلمانی به انگلیسی ترجمه می‌شدند. آن‌طوری که فیلیپ نایتلی یکی از گزارش‌گران این تحقیق گفته است، تجزیه و تحلیل و بررسی این اسناد نزدیک به یک سال وقت و زحمت برای آن‌ها در بر داشت.
مورد تاثیرگذار دیگر که در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ روی داد و از آن به عنوان بزرگ‌ترین خبر دست اول همه‌ی زمان‌ها در روزنامه‌نگاری یاد می‌کنند مربوط به تحقیق واترگیت به وسیله‌ی باب وود وارد و کارل برنشتین است، گزارش آن‌ها تا حد زیادی وابسته به یک منبع ناشناس بود که به گلوی عمیق Deep Throat مشهور شد. اگرچه روزنامه‌نگاران همیشه منابع ناشناس خودشان را داشته‌اند، اما این مورد یکی از درخشان‌ترین نمونه‌ها محسوب می‌شود.
پروفسور گرینسلد معتقد است که روزنامه‌نگاران باید از وجود ویکیلیس خشنود و سپاسگذار باشند، به خاطر این‌که نقطه‌ی مرکزی همه‌ی فعالیت‌های روزنامه‌نگاری بر اساس افشاگری از موضوعات مورد علاقه‌ی عمومی است، همان چیزی که عده‌ای باور دارند باید مخفی بماند. پس این سایت سزاوار تشویق ماست و همچنین نیازمند حمایت و دفاع روزنامه‌نگاران از آن در برابر واکنش نیروهایی که بدنبال مانع شدن افشاگری هستند.
زمانی در جریان جنگ ویتنام دستگاه دولتی نیکسون مردی را که اسناد پنتاگون را در اختیار مطبوعات گذاشت خطرناکترین فرد آمریکا نامیدند، آیا جولیان آسانژ و همکارانش امروز در همان موقعیت قرار دارند؟ آسانژ می‌گوید خطرناک‌ترین مردان کسانی هستند که جنگ را به پا می‌کنند، ما باید جلوی آن‌ها را بگیریم، اگر این فکر مرا در نظر کسی خطرناک جلوه می‌دهد، لابد همین‌طور است.

  • منابع
  1. مصاحبه اشپیگل با جولیان آسانژ، با این توضیح که نقل قول‌های من از این مصاحبه با تغییرات و تفاوت‌هایی در کلمات و جمله‌بندی است.
  2. We should be thankful for WikiLeaks
دسته هاپوشش خبری برچسب ها:

چرا نیویورک تایمز به ویکی‌لیکس لینک نداد؟

۱۰ مرداد ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

تا حالا حتما اسم ویکی‌لیکس به گوش‌تان خورده، سایتی که با انتشار بیش از ۹۰ هزار سند محرمانه‌ی جنگ افغانستان در یک هفته گذشته جنجال رسانه‌ای بزرگی به پا کرد. درباره این ماجرا حرف‌های زیادی گفته شده، و البته موضوع همچنان هم داغ است چون جولیان آسانژ که یکی از پایه‌گذاران و شاید مهمترین چهره‌ی خبری این سایت است مدعی داشتن ۱۵ هزار سند دیگر هم هست که فعلا منتشر نکرده و دولت آمریکا هم از ویکی‌لیکس خواهش کرده (بله خواهش) که آن‌ها را منتشر نکند.
به هر حال این ماجرا حساسیت‌های سیاسی و نظامی خاص خودش را داشته و خواهد داشت، و من احتمالا در یک نوشته‌ی دیگر به رابطه‌ی این اقدام ویکی‌لیکس با روزنامه‌نگاری، و این‌که ریشه‌های این نوع ژورنالیسم کجاست خواهم پرداخت، اما حالا قصد دارم اشاره‌ای بکنم به یکی از حاشیه‌های کوچک این داستان: در جریان انتشار اسناد محرمانه بوسیله ویکی‌لیکس سه رسانه با این سایت همکاری کردند و اخبار آن را پوشش دادند، روزنامه گاردین ، نیویورک تایمز و مجله‌ی اشپیگل آلمان. اما حالا آقای آسانژ ناراحتی خودش را از نحوه‌ی پوشش خبری این اسناد در روزنامه نیویورک تایمز خیلی صریح و رُک در مصاحبه‌ای ابراز می‌کند، او ناراحت است از این‌که چرا نیویورک تایمزی‌ها به‌طور مستقیم به اسناد منتشر شده بر روی ویکی‌لینکس لینک نداده‌اند، او آن‌ها را به ترسو بودن و غیر حرفه‌ای عمل کردن متهم می‌کند و می‌گوید که آن‌ها در برابر خواسته‌های کاخ سفید تسلیم شده‌اند.
خوب مسئله هم به اخلاق روزنامه‌نگاری مربوط می‌شود و هم این‌که حمله آقای آسانژ به نوعی پرستیژ حرفه‌ای نیویورک تایمز را هم مورد سوال قرار می‌دهد، اما ببینم واکنش سردبیر نیویورک تایمز به این حمله چگونه است:

بیل کلر سردبیر نیویورک تایمز در ایمیلی که برای ‌ The Daily Beast فرستاده می‌گوید ما در گزارش‌ها و نوشته‌های مختلف از این اسناد استفاده کردیم، و الان هم به خوانندگان‌مان حق می‌دهیم علت این‌که ما به این اسناد لینک مستقیم نداده‌ایم را بدانند، سپس می‌نویسد ما در هر دو نسخه چاپی و آن‌لاین روزنامه خیلی مراقب بودیم اطلاعاتی را که ممکن بود به هر نحوی زندگی افراد را به خطر بیاندازد حذف کنیم، چون همان‌طوری که تحقیقات بعدی تایمز لندن هم نشان داد در این اسناد نام افراد زیادی برده شده که تعدادی از آن‌ها خبرچین‌های افغان بوده‌اند و ممکن است بر پایه همین اسناد هدف افراد شورشی طالبان قرار بگیرند. بیل کلر اضافه می‌کند تصمیم ما برای لینک ندادن به آرشیو اسناد در ویکی‌لیکس البته مانع دسترسی هی‌چکس برای پیدا کردن آن‌ها نیست، اما برای نیویورک تایمز این رفتار نشانه‌ای‌ست از این‌که ما دوست نداریم انتشار این اطلاعات باعث هر گونه آسیبی بشود.
دسته هاپوشش خبری برچسب ها:

خبر پیش از رویداد

معمولا رسانه‌های حرفه‌ای در مورد رویدادهای مهم منتظر اتفاق نمی‌مانند و از قبل برای حالت‌های مختلف آن آماده می‌شوند، یک نمونه‌اش همین عکس است، که صفحه‌ی شبکه خبری CBS News را نشان می‌دهد. صفحه‌ای که برای خبر قهرمانی هلند در جام جهانی پیش‌بینی شده بود، و البته هیچوقت هم سر جای خودش منتشر نشد تا برای همیشه به بایگانی برود.

دسته هاپوشش خبری برچسب ها:

هائیتی و ارزش‌های خبری

برای رسانه‌ها خبر بد یعنی خبر خوب. این جمله هنوز یک کلید مناسب برای تفسیر ارزش‌های خبری در رسانه‌هاست. کافیست همین حالا نگاهی به سر خط خبرها در مهمترین شبکه‌ها و یا سایت‌های خبری جهان بیاندازید تا ببینید چگونه آنها پر شده‌اند از تصاویر زلزله‌ی فاجعه بار هائیتی. کشوری کوچک و فقیر که تا چند روز قبل شاید برای خیلی از مردم جهان حتا وجود خارجی نداشت به واسطه‌ی یک فاجعه، ناگهان تبدیل به کانون جهانی خبر شد، همان‌طور که قبلا بم چنین سرنوشت مشابهی را از سر گذرانده بود.
اما قصد من در این نوشته پرداختن به نحوه‌ی پوشش این گونه اخبار در رسانه‌های بین‌المللی نیست. بلکه برعکس دوست دارم این رویداد را از زاویه‌ی محدود‌تر و درچارچوب رسانه‌های خودمان بررسی کنم.
معمولا افراد یا ملت‌هایی که یک فاجعه را تجربه کرده‌اند بیشتر قادر به همدردی با آسیب‌ دیدگان حوادث مشابه آن رویدادها هستند تا دیگران. پس جای تعجب نداشت اگر چنین همدردی را با مردم هائیتی بیشتر دررسانه‌های ایران می‌دیدم تا هر جای دیگر. پس کدام علت‌ها باعث می‌شوند که چنین رخدادی در رسانه‌های ما تقریبا سطح بسیار کمی از پوشش خبری را به خودش اختصاص دهد، و حتا در محیط غیر رسمی وبلاگ‌ها هم چندان احساسی را برنیانگیزد؟
می‌توان جواب‌های فرضی مختلفی به این پرسش داد. از جمله این‌که این روزها حوادث تلخ خودمان آنقدر زیاد بوده که همه ترجیح می‌دهند چنین اخباری را نادیده بگیرند و تلخی بر تلخی نیافزایند. یا این‌که ما ادعاهایی مثل « بنی آدم اعضای یک پیکرند… » یا « مدیریت جهانی » را فقط برای سردر و صحن سازمان ملل طراحی می‌کنیم وگرنه پای عمل که برسد با مردم خودمان هم غرییه هستیم چه رسد به مردم هائیتی.
جواب‌های بیشتری نیز می‌توان در نظر گرفت اما من ترجیح می‌دهم مسئله را از زاویه‌ی تخصصی رسانه‌ها ادامه دهم. در رسانه‌های خبری معمولا هفت ارزش اصلی برای ترجیح اخبار بر یکدیگر وجود دارند که شامل: فراگیری یا دربرگیری ( Impact )، شهرت ( Fame )، کشمکش، برخورد، تضاد، اختلاف ( Conflict )، استثنا، شگفتی، غیرعادی بودن ( Oddity )، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار ( Magnitude )، تازگی ( Timelyness ) و مجاورت، نزدیک بودن ( Proximity است.
خبر زلزله هائیتی را می‌توان شامل حداقل سه ارزش خبری غیرعادی بودن به معنای این‌که یک رویداد روزمره نیست، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار به خاطر ابعاد عظیم فاجعه و تازگی برشمرد.
اما کدام ارزش خبری در این‌جا وجود ندارد که باعث کم رنگ شدن پوشش آن در رسانه‌های خبری ما شده است؟ تاکید من بر ارزش مجاورت، نزدیک بودن است. مردم ترجیح می‌دهند، ابتدا از خبرهایی مطلع شوند که اطراف محل زندگی آنها رخ می‌دهد. چرا که باور دارند چنین رخدادهایی می تواند بر نحوه زندگی و یا تصمیمات آنها تاثیر گذار باشد.
اهمیت ارزش خبری مجاورت برای مردم و رسانه‌های ما نشان می‌دهد که تفکر ایرانی همچنان تا چه اندازه محلی‌گرا و دور از نگاه جهانی شده‌ی امروز است. برای ما از هر دسته و گروه، همچنان اخبار و رویدادهای جهانی فقط تا زمانی اهمیت دارند که بازتاب دهنده‌ی اتفاقات ایران و ایرانی باشند.
دسته هاپوشش خبری برچسب ها: