بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘گوگل’

سه مشکل بزرگ اینترنت از نگاه اریک اشمیت

۷ فروردین ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

اریک اشمیت مدیر عامل سابق و رئیس هیات مدیره گوگل در یک سخنرانی کوتاه سعی می‌کند تصور از اینترنت به عنوان یک آرمان‌شهر را مورد پرسش قرار دهد، و به سه مورد خاص که از نظر او مشکلات پیش روی اینترنت هستند به طور مشخص اشاره می‌کند:

۱- هکرها و جنایت‌کاران سایبر، اشمیت می‌گوید که ایده‌ی اینترنت به خودی خود شامل افکار بزهکارانه و جنایت نیست و در زمان تولد آن هم کسی فکر نمی‌کرد که روزی محل ظهور چنین افکار و اعمالی باشد. از نظر او این مسئله اکنون تبدیل به یک آسیب‌پذیری ذاتی در اینترنت شده که از چالش‌های مهم حداقل یک دهه‌ی آینده هم خواهد بود، و راه مقابله با آن با ارتقا همه چیز به تکنولوژی‌های جدید برای دفاع از اینترنت در مقابل کسانی که خواهان نابودی آن هستند میسر است. مسئله‌ای که به ما یادآوری می‌کند صنعت امنیت سایبری بخش با اهمیتی است که همچنان به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.

۲- نبودن دکمه حذف در اینترنت، مسئله بعدی که اشمیت به آن می‌پردازد دشواری تعیین یک سیاست کلی است که بتواند تعادلی بین حق عمومی برای دانستن و آگاهی و حفظ حریم خصوصی افراد بر قرار کند. رئیس هیات مدیره گوگل معتقد است که در این مورد قوانین همواره راه‌گشا نیستند، و به مواردی اشاره می‌کند که مثلا فردی در جوانی مورد تهمت یا افترایی قرار می‌گیرد و متاسفانه در ادامه‌ی زندگی نیز مرتب بر اساس ارجاع به همان‌ها قضاوت می‌شود. او می‌گوید امیداوار است که نظام رتبه‌بندی و موارد مشابهی که با آن ترکیب می‌شوند در آینده این امکان را فراهم کنند که حقیقت و دروغ از یکدیگر قابل تشخیص باشند، و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا روزی خواهد رسید که نظام رتبه‌بندی صفحات بر این مبنا به الگوریتم جستجوی گوگل اضافه شود؟

۳- سانسور، سومین مسئله و دشواری بعدی که اریک اشمیت در این سخنرانی به آن اشاره دارد مسئله سانسور در اینترنت است. او می‌گوید که این موضوع برای گوگل از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که اغلب آن‌هایی که خواهان سانسور اینترنت هستند موتورهای جستجو از نظرشان یک مجرم تلقی می‌شوند، زیرا مسیر دسترسی به محتوایی را نشان می‌دهند که از دید آن‌ها مجرمانه است.

او به دولت‌ها اشاره می‌کند که سعی در دیوار کشی و حذف اطلاعاتی دارند که از آن می‌ترسند، و مردمی که از آن‌چه سانسور می‌شود مطلع نمی‌شوند. او می‌گوید ما در آینده شرایطی کاملا واقعی خواهیم داشت که نرم‌افزارها به طور نامرئی و در سکوت افکار، صداها و فرهنگ ما را حذف می‌کنند.

هر چند در پایان این بدبینی‌ها اریک اشمیت نقطه‌ای هم برای امیدواری باقی می‌گذارد ” اینترنت و تکنولوژی شبیه آب هستند” آن‌ها همیشه راهی برای شکستن سدها و نفوذ پیدا می‌کنند. (هر چند این مزیت شامل حال خرابکاران و جنایتکاران هم می‌شود).

البته اشمیت در این سخنرانی به مشکلاتی که کاربران با خود این غول‌های اینترنتی مثل گوگل یا فیس‌بوک دارند اشاره نمی‌کند، مثل مواقعی که حریم خصوصی‌شان توسط آن‌ها نقض شده یا تصمیم‌گیری‌هایی که بدون توجه به سلیقه و علاقه‌های کاربران گرفته می‌شوند، شبیه آن‌چه خود گوگل در مورد گوگل‌ریدر انجام داد و بدون هیچ توجهی به نظر کاربران تغییرات خود را در آن اعمال کرد.

دسته هااینترنت, گوگل برچسب ها:,

وقایع‌نگاری رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۱

اول ژانویه: ژاپنی‌ها با ارسال ۷,۰۰۰ توئیت در هر ثانیه سال نو را با یک رکورد شکنی آغاز کردند.

۲۲ فوریه: به پاس یادآوری نقش مهم فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی در انقلاب مصر یک نوزاد در این کشور  “فیس‌بوک” نام گرفت.

۱۲ مارس: تنها در این روز ۵۷۲,۰۰۰ اکانت جدید در توئیتر ایجاد شد.

۱۱ آوریل: FritoLay با ۱,۵۷۵,۱۶۱ لایک فیس‌بوک در ۲۴ ساعت رکورد جدیدی به نام خود ثبت کرد.

اول می: خبر مرگ اسامه بن‌لادن بالاترین سطح تداوم توئیت در یک موضوع با میانگین ۳,۴۴۰ توئیت در ثاینه را داشت.

۲۰ ژوئن: شبکه اجتماعی Forsquare به مرز ۱۰ میلیون کاربر رسید.

۳۰ ژوئن: فیس‌بوک به یک تریلیون بازدید کننده رسید که آن را به پُربازدید شده‌ترین سایت در جهان تبدیل کرد.

اول جولای: تعداد کاربران فیس‌بوک از مرز ۸۰۰ میلیون گذشت.

۶ جولای: فیس‌بوک در یک همکاری مشترک با اسکایپ سرویس چت تصویری را راه‌اندازی کرد.

۱۲ جولای: هشتگ “اشغال وال استریت” ( OccupyWallStreet #) برای اولین‌ بار استفاده شد.

۱۷ جولای: شکست ژاپن از آمریکا در جام جهانی فوتبال زنان ۷,۱۹۶ توئیت در هر ثانیه به دنبال داشت.

۲۴ جولای: گوگل پلاس با رسیدن به ۱۰ میلیون کاربر در ۱۶ روز در این زمینه سریع‌ترین شد. توئیتر در ۷۸۰ روز و فیس‌بوک در ۸۵۲ روز به این تعداد کاربر رسیده بودند.

اول آگوست: کاربران شبکه اجتماعی لینکدین به مرز ۱۱۵٫۸ میلیون رسید.

۲۸ آگوست: وقتی بیانسه خواننده‌ی آمریکایی بر روی صحنه جوایز MTV موضوع بارداریش را اعلام کرد ۸,۸۶۹ توئیت در این‌باره ارسال شد.

۷ سپتامبر: توئیتر اعلام کرد که حداقل ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه و ۵۰ میلیون کاربر فعال در روز دارد.

۱۱ اکتبر: شروع استفاده از کد QR برای پیدا کردن حیوانات خانگی و چمدان‌های گمشده

۲۶ اکتبر: Klout  الگوریتم محاسبه‌ی امتیاز به کاربران را بعد از یک جنجال تغییر داد. ( Klout سایتی است که با امتیاز دادن به کاربران رسانه‌های اجتماعی عضو آن سعی دارد دامنه‌ی نفوذ آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک یا توئیترتعیین کند).

۱۸ نوامبر: اینستاگرام به ۱۳ میلیون کاربر در ۱۳ ماه رسید.

اول دسامبر: برنامه ریزی مجدد سایت یوتیوب، بزرگ‌ترین بازسازی در این سایت بعد از خرید آن به قیمت ۱٫۷۶ میلیارد دلار در ۵ سال قبل به وسیله‌ی گوگل بود.

۵ دسامبر: فیس‌بوک سرویس موقعیت یاب Gowalla را خریداری کرد.

۶ دسامبر: در آمریکا بیش از نیمی از افراد بالای ۱۳ سال با مجموع ۱۵۵,۹۸۱,۴۶۰ عضو فیس‌بوک هستند.

دو مکتب فکری: تفاوت اپل و گوگل از کجا شروع می‌شود

۳ آذر ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

در شروع باید بگوییم که این دو شرکت بر پایه دو ساختار کاملا متفاوت بنا شده‌اند. سرگئی برین و لری پیج پایه‌گذاران گوگل سرسختانه به قدرت داده‌ها و اعداد باور دارند و تکیه‌ی آن‌ها بر این معیارها سنگ بنای هر تصمیمی مهمی برای آن‌هاست. باید گفت اطلاعات بزرگترین اهرم در گوگل محسوب می‌شود.

در مقابل استیو جابز به قدرت طراحی باور داشت و اغلب نسبت به اطلاعات کم‌توجه بود. او در یکی از  نقل قول‌های مشهورش می‌گوید: “بیشتر وقت‌ها مردم آن‌چه را می‌خواهند نمی‌دانند مگر این‌که شما آن را نشان‌شان دهید”.

گوگل: داده‌ها پادشاهی می کنند

در کتاب In the Plex که درباره‌ی گوگل است کلمه‌ی “داده‌ها” تقریبا ۳۱۹ بار تکرار می‌شود. در مقابل کلمه “طراحی” را کمتر از ۶۰ بار می‌بینیم. لوی در آغاز کتابش درباره‌ی لری پیج و سرگئی برین می‌نویسد:

آن‌ها احساس آسوده خاطری کاملی در بین شایسته‌ترین افراد دانشگاهی داشتند، آن‌هم در جایی که نخبه‌ها هر چیزی را تحت‌الشعاع قرارمی‌دهند، آن دو به عنوان دانشجویان علم کامپیوتر از آگاهی ذاتیشان به فرا ارتباطات جهانی لذت می‌بردند و در فکر چگونگی گسترش آن به سراسر جامعه بودند. در این راه اولویت داده‌ها نقطه‌ی اشتراک باور هر دوی آن‌ها شد.

نتیجه‌ی آن امروز یک شرکت با فضای عمدتا دانشگاهی است. جایی که شایسته‌سالاری نیرومندی حکم‌فرماست، جایی که مهندسان در آن پادشاهند و بیشتر از همه جایی‌ست که احترام بخصوصی برای داده‌ها قائلند.

شاید برای همین است که گوگل همیشه یک صفحه‌ی وب ساده را ترجیح می‌دهد آن‌ها از صفحه‌های زیبایی که در پشت آن اطلاعاتی نباشد رویگردانند. محصولات گوگل بیشتر ابزارهای ماشینی هستند، مثل این‌که بوسیله‌ی ماشین‌ها طراحی شده باشند، و البته از نظر آن‌ها این همان چیزی است که  محصولات گوگل را بهترین می‌سازد.

اپل: طراحی در ژن آن‌هاست

اپل در انتهای طیف مقابل قرار دارد. کلمه‌ی “طراحی” و مشتقات آن ۴۳۲ بار در کتاب زندگی‌نامه‌ی استیو جابز تکرار می شوند، در حالی که فقط ۲۶ بار به کلمه‌ی “داده‌ها” بر می‌خوریم.

” من عاشق طراحیم بخصوص وقتی شما می‌توانید یک طرح واقعا فوق‌العاده با قابلیت‌های ساده داشته باشید و آن را به چیزی تبدیل کنید که هزینه چندانی هم نداشته باشد”.

از نظر او این چشم‌انداز اصلی برای اپل بود. همان راهی که برای اولین Mac ها و بعدها برای دیگر محصولات اپل طی شد.

این تاکید بر طراحی تجربه‌ای است که از دوره‌ی کودکی با استیو جابز بود، بعد‌هاست که با سفر به آسیا و گرایش به بودیسم در روند تلاش او برای کمال، آن‌ها به تدریج تبدیل به ترکیبی شدند که امروز بخش اساسی همه‌ی محصولات اپل را شکل می‌دهند.

نتیجه‌گیری

ایمان گوگلی‌ها به داده‌هاست، در حالی که اپلی‌ها طراحی را می‌پرستند. این مغایرت دو غول متضاد بوجود آورده‌اند. اپل تلفن و کامپیوتر طراحی می‌کند در حالی که گوگل نقشه، موتور جستجو، یو تیوپ و دیگر ابزارهای وب را دارد. در واقع رابطه‌ی آن‌ها قبل از این‌که گوگل تصمیم بگیرد وارد بازار موبایل بشود دوستانه بود اما پس از آن به سرعت تبدیل به رقبای سرسخت یکدیگر شدند.

اما ما چه چیزی می‌توانیم از دوستی‌ها و دشمنی‌های گوگل و اپل یاد بگیریم؟

۱- گوگل و اپل هر دو شرکت‌های موفق و سودآوری هستند که توانسته‌اند جهان ما را تغییر بدهند، باید بدانیم که بوجود آوردن چنین شرکت‌های موفقی با قرض گرفتن عقاید دیگران ساخته نمی‌شوند، بلکه با پافشاری بر عقاید خود شما درباره‌ی جهان و درس گرفتن از اشتباهاتی که در این راه اتفاق می‌افتند ممکن است.

۲- یک شرکت که تمرکزش بر طراحی است درگیر دشواری‌های متفاوتی می‌شود نسبت به شرکتی که تمرکزش بر اطلاعات است. شرکتی مثل اپل با تمرکز بر طراحی همیشه بدنبال خلاقیت‌های انقلابی در محصولات است، چیزهایی که قبلا وجود نداشته‌اند، زیرا داده‌ها چندان برای پیش‌بینی تحولات سریع بازارهای آینده کارایی ندارند. اما شرکتی مثل گوگل با تمرکز بر داده‌ها در مقابل شانس بهتری در تغییرات سریع بازارهای موجود دارد بخاطر این‌که محصولاتش ساده‌ و مؤثرترند. موتورهای جستجو قبل از گوگل هم  وجود داشتند، اما آن‌ها از داده‌ها بهتر استفاده کردند و تبدیل به بهترین در جهان شدند. در مقابل اپل اعتبار خودش را از انقلاب‌های متعددی دارد که با طراحی کامپیوترهای شخصی آغاز شدند.

در نهایت نباید فراموش کنیم که اگرچه  اطلاعات و طراحی اغلب دو نیروی مقابل هم هستند اما آن‌ها از یکدیگر نیز بی‌نیاز نیستند.

گوگل پلاس و اهمیت استراتژیک آن برای گوگل

۱۴ آبان ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

داگ ادوارد کارمند سابق گوگل  که خودش را کارمند شماره ۵۹ می‌خواند و به تازگی کتاب خاطراتش را منتشر کرد در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی وال استریت ژورنال درباره‌ی ایده‌ی راه اندازی گوگل پلاس می‌گوید:

راستش را بخواهید گوگل یک شبکه‌ی اجتماعی راه‌اندازی نکرد چون مثلا آن‌ها خیلی علاقه‌مند به تعامل‌های اجتماعی گرم هستند، در واقع آن‌چه برای گوگل در اجتماع این حلقه‌ی دوستان اهمیت دارد و هر روز با ارزش‌تر می‌شود اطلاعاتی است که می‌شود از این راه بدست آورد. اگر آن‌ها نتوانند به این داده‌ها دسترسی داشته باشند، آن ‌وقت است که گوگل ارزشش را به عنوان یک منبع اصلی اطلاعات از دست خواهد داد.

پس گوگل بخوبی می‌داند که تمام فعالیت‌ها از به اشتراک گذاشتن لینک، پست‌ها، عکس‌ها و حتی کامنت‌ها در بردارنده‌ی اطلاعات مهمی از رفتار آن‌لاین کاربران و علاقه‌مندی‌‌های آن‌هاست که اگر گوگل می‌خواهد همچنان در قله‌ باقی بماند نیازمند دسترسی داشتن به این داده‌هاست. قدرت اصلی گوگل در ساختاری از وب که مبتنی بر Page لینک‌ها بود بر موتورهای جستجو بنا شده و پاسخ دادن به نیازهای کاربران، اما اکنون موتورهای جستجو و بقیه‌ی وب در حال حرکت به سمت سیگنال‌های اجتماعی هستند.

بنابراین در چنین روندی طبیعی ا‌ست که آینده‌ی موتورهای جستجو وابستگی زیادی به اطلاعاتی خواهد داشت که از شبکه‌های اجتماعی جمع‌آوری می‌شود، یعنی از دست رفتن داشتن یک شبکه اجتماعی قوی برای گوگل فقط باخت در این موضوع نیست بلکه در دراز مدت حتی جایگاه آن را به عنوان یک غول جمع‌آوری اطلاعات هم به خطر خواهد انداخت، مسئله‌ای که به شدت بر روابط گوگل با شرکای تجاری و البته منابع درآمدی آن تاثیر خواهد گذاشت.

ادامه‌ی داستان با فیس‌بوک

فیس‌بوک اکنون موفق‌ترین شبکه اجتماعی‌ست، اما چه چیزی در فیس‌بوک بیش از همه گوگل را آزار می‌داد؟

در جواب باید گفت به احتمال خیلی زیاد دکمه “لایک” فیس‌بوک از همه برای گوگل‌ نگران کننده‌تر بود، اطلاعاتی که فیس‌بوک از علاقه‌مندی کاربران به وسیله‌ی این دکمه‌ی جادویی بدست می‌آورد بشدت باعث ترس گوگل است، اطلاعاتی که شرکای تجاری و درآمد آگهی بهتری را به سمت فیس‌بوک می‌کشاند. از طرف دیگر فیس‌بوک از اهمیت لایک و نگرانی گوگل آگاه است. آن‌ها به تازگی تغییراتی در استراتژی قبلی خود که گسترش لایک به همه‌ی وب بود ایجاد کردند، برای نمونه فیس‌بوک با راه انداختن سرویس جدید Timeline اکنون بدنبال آن است که  کاربران کمتر برای خواسته‌هایشان مجبور به ترک فضای فیس‌بوک شوند. Timeline این اجازه را به کاربران می‌دهد که با کمک اپلیکیشن‌ها مثلا مقاله‌های مورد علاقه‌ی خودشان از روزنامه‌ها یا سایت‌های خبری را در همان فضا مطالعه کنند. برای نمونه گاردین از اولین روزنامه‌هایی است که این امکان را برای خوانندگانش در دسترس قرار داد. طرحی نو از فیس‌بوک که باعث می‌شود اطلاعات بیشتری از دسترس گوگل خارج ‌شود.

در نگاه به چنین فضای رقابتی فشرده‌ای است که شاید بشود به رفتار غیر متعارف این روزهای گوگل در بی توجهیش به خواسته‌های کاربران، و البته اهمیت فوق‌العاده گوگل پلاس و دکمه پلاس وان برای آن‌ها پی برد.

تغییرات لوگو برای تقویت یک برند

۲۹ شهریور ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

در آخر این مطلب ‌می‌خوانیم: گوگل بیشتر از اینکه بخاطر طراحی‌های خلاقانه اش معروف باشد به استفاده از الگوریتم‌های مفید و کارآمد معروف است، پس چرا باید تیمی را استخدام کند که یک صفحه را هر چند وقت دچار تغییری دهند که هم وقت مهندسان برنامه را بگیرد و هم باعث ایجاد بازخوردهای گاه منفی در مورد شرکت گوگل شود؟

جنیفر هام در این مورد می‌گوید: “شرکت گوگل ابزارها و چیزهای بسیاری را در عرصه فناوری معرفی و منتشر می‌کند، ولی گاهی اوقات کاربران از یاد می‌برند که ما انسان‌های معمولی هستیم. من فکر می‌کنم دلیل اصلی وجود Doodleها این است که با ایجاد تغییرات در طول زمان به کاربران یادآوری کنیم که ما هنوز هم زنده‌ایم”.

آیا می‌شود به پاسخ زیرکانه‌ی جنیفر هام حرف‌های بیشتری درباره‌ی ارزش Doodle‌ها برای گوگل اضافه کرد؟


در نگاه اول شاید این طور به نظر برسد که آن‌ها فقط باعث می‌شوند جستجو کردن برای کاربران در سراسر جهان با نوعی لذت و تفریح همراه شود، اما امروز ارزش Doodleها برای  گوگل بیش از این حرف‌هاست. در واقع آن‌ها اکنون یک روش مؤثر برای تقویت برند گوگل محسوب می‌شوند. اما دلایل ما برای این ادعا چیست: ادامه ی نوشته

معرفی Google Refine

۲۱ شهریور ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

هنگام کار با داده‌ها و اطلاعات باید بگوییم که گوگل ابزاری توانا و نیرومند است. ما پیش‌تر درباره‌ی گوگل چارت و کاوشگر داده‌های گوگل صحبت کردیم. اما یکی دیگر از ابزارهای قدرتمند گوگل در این خصوص Google Refine است (ظاهرا امکان دسترسی آزاد به این ابزار برای ایران امکان‌پذیر نیست)، که قابلیت کار با مجموعه‌‌ای از داده‌های “نامنظم” و تغییر آن‌ها را به کاربران می‌دهد.

بر خلاف دیگر برنامه‌های داده‌ها در گوگل که مبتنی بر وب هستند Google Refine یک برنامه کاربردی مستقل و دسک‌تاپی است، که قبلا با عنوان Freebase Gridworks شناخته می‌شد. Google Refine تاکنون به وسیله شیکاگو تریبیون، data.gov.uk و شاید از همه مشهورتر توسط ProPublica برای یک سری تحقیق با عنوان “Dollars for Docs” از اکتبر ۲۰۱۰ مورد استفاده قرار گرفته است.

زمانی که شما برنامه را دانلود و نصب کردید به وسیله‌ی مرورگرتان با آن وارد ارتباط می‌شوید. برای شروع می‌توانید با ایجاد یک پروژه جدید آغاز کنید، یا مجموعه‌ا‌ی از داده‌ها را از طریق فایل‌های ذخیره شده بر روی کامپیوتر‌تان به آن وارد کنید. داده‌ها که وارد شدند آنوقت قدرت واقعی این ابزار خودش را نشان خواهد داد.

امکان فاکت‌ها و فیلترها برای ساخت زیر مجموعه‌های اطلاعاتی استفاده‌ می‌شوند. مثل ردیف‌هایی از داده‌ها که در پژوهش شما در هم ادغام می‌شوند، فرض کنید شما اصطلاح “as soon as possible” را دارید و همچنین “ASAP” را با مجموعه‌ای از داده‌های مشابه، می‌توانید آن‌ها را در یک مجموعه جدید ادغام کنید. برای نمایش داده‌های پیچیده‌تر شما می‌توانید از Google Refine Expression Language یا همان (JREL) استفاده کنید. این ابزار امکان ایجاد زیر مجموعه‌های جدا و ارائه منظم داده‌ها را به کاربر می‌دهد.

هنگامی که شما قالب‌بندی داده‌ها را تمام کردید، Google Refine اجازه می‌دهد که شما کارتان را در تعداد مختلفی از فرم‌ها ارائه کنید، مثل یک فایل اکسل، کد Html یا به صورت داده‌های JSON ، که قابلیت آن را دارند که برای فرمت wiki-style مورد استفاده قرار گیرند. Google Refine این امکان را نیز به شما می‌دهد که به سرویس‌های همگانی وب مانند Google’s Language Detection Service یا یک سرویس نقشه‌ی عمومی مثل Nominatim متصل شوید.

Google Refine را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید، البته گوگل نباید پی ببرد که شما از ایران این کار را انجام می‌دهید.

دسته هاوب و ابزار, گوگل برچسب ها:,

گوگل پلاس در مقابل فیس‌بوک (بخش دوم)

۱۷ شهریور ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

در یادداشت قبل به فهرستی از دلایل اشاره شد ‌که چرا فیس‌بوک از گوگل پلاس بهتر است. اما این کل داستان نیست. گوگل پلاس هنوز زنده است و غرق نشده، در این‌جا به دلایلی اشاره می‌کنیم که به کمک آن‌ها گوگل می‌تواند تهدیدی برای رقیبش باشد.

۱- گوگل پلاس بی‌نظیر است. فیس‌بوک مانند یک کلاه قدیمیست، در وضعیتی که شکل خود را پیدا کرده است. در مقابل گوگل تازه و چابک است. درست است که گوگل پلاس کاربر کمتری دارد اما همین می‌تواند برای شما یک مزیت هم باشد، چون احتمالا رقیبان شما (بیشتر از جنبه تجاری) در این‌جا حضور ندارند و شما  می‌توانید از یک استخر کوچک ماهی‌های بزرگ بگیرید.

۲- سادگی زیباییست. فیس‌بوک پر از اپلیکیشن و ابزارهای خاص است، که رابط کاربری را مثل یک کشوی پر از باتری می‌کنند. تعدادی از آن‌ها کاربرد دارند و تعدادی  بی استفاده‌اند، در حالی که پیدا کردن کاربردی‌های آن‌ چندان کار ساده‌ای نیست. گوگل پلاس ساده است، ابزارها در دسترسند و کار با آن‌ها آسان است. در حالی که در این‌جا شما نباید همه چیز را داشته باشید، چون می‌توانید وظایف برخی کارها را به عهده دیگر اپلیکیشن‌های گوگل بگذارید.

۳- گوگل پلاس قول داده که مفید باشد. در حال حاضر فیس‌بوک یک ابزار ارتباطی است، شبیه به یک پیام‌رسان متنی آن‌لاین. در حالی که گوگل پلاس در کنار انباری از ابزارهای قابل بهره‌برداری گوگل نشسته است مثل گوگل داکیومنت، تقویم گوگل، سرویس عکس و خیلی ابزارهای دیگر. ترکیب همه‌ی آن‌ها با هم به گوگل قابلیتی می‌دهد که  فیس‌بوک فاقد آن است: مجموعه‌ای از ابزار در یک رسانه اجتماعی، یا ابزارهایی که قابلیت یک رسانه اجتماعی را پیدا می‌کنند.

۴- گوگل یک موفقیت تثبیت شده است. به یاد بیاوریم که مردم مدت‌هاست به جای اصطلاح ” جستجو” در اینترنت از کلمه “گوگل” استفاده می کنند. آیا مدرک بیشتری نیاز داریم برای ثابت کردن این‌که گوگل به خوبی از آن‌چه مردم می‌خواهند با خبر است.

گوگل پلاس در مقابل فیس‌بوک (بخش اول)

۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ۵ دیدگاه

از روز اولی که گوگل پلاس وارد شد گویا مقایسه آن با فیس‌بوک اجتناب ناپذیر به‌نظر می رسید. در این‌باره نظر شخصی من نزدیک به این مطلب است، اما خیلی‌ها دوست دارند که این مقایسه را در قالب یک رقابت بین دو غول رسانه‌ای دنبال کنند:

فیس‌بوک در مقابل گوگل‌ پلاس: راند اول

اکنون که گرد و غبارها فرو نشسته‌ و خبری از تب و تاب نخستین نیست، شاید زمان بهتری‌ست برای داوری درباره‌ی این‌که کدام یک بهترند: فیس‌بوک یا گوگل پلاس؟ اگرچه قضاوتی مشخص ممکن نیست، اما قطعا جوانب مثبت و منفی برای هر دو وجود دارد. در این یادداشت به استدلال‌های برنده برای فیس‌بوک می‌پردازیم.

۱- همه آن‌جا هستند.  جذب کردن ۷۵۰ میلیون نفری که در فیس‌بوک حاضرند کار غول‌آسایی برای گوگل پلاس به نظر می‌رسد، در شرایطی که فیس‌بوک امکان صحبت و ارتباط راحت را بین آن‌ها و دوستان‌شان فراهم می‌کند. بیشتر این ۷۵۰ میلیون وقتی از خودشان می‌پرسند ( به زحمتش می‌ارزد؟) جوابی برای آن ندارند.

۲- فیس بوک با آغوش باز به فعالیت‌های تجاری خوش‌آمد می‌گوید. در حالی که گوگل پلاس به تازگی و بدون هیچ هشدار قبلی صفحات تعداد زیادی از فعالیت‌ها تجاری را تعطیل کرد. در مقابل، رقیبش به تازگی فیس بوک برای کارهای تجاری را راه اندازی کرد.

۳- گستردگی امکانات خاص. مثل بخش رویدادها (وقایع) ، صفحات، سؤالات، مکان‌یاب، فیس بوک تجاری، گروه‌ها  و لیستی که می‌شود آن را همچنان ادامه داد، فیس‌بوک از نظر امکانات مشخص غنی است. بنابراین وقتی شما به طراحی یک فعالیت درصحنه رسانه‌های اجتماعی دست می‌زنید خود به خود با امکانات فراوانش دست بالا را دارد.

۴- فیس بوک یک موفقیت تثبیت شده است. ۷۵۰ میلیون کاربر. آمار دروغ نمی‌گویند. مردم کار با فیس‌بوک را دوست دارند و به طور مرتب کاربر آن هستند. فعالین تجاری هم یک تعامل خوب با کاربران دارند و همچنین یک درآمد مشخص از آن.

کاوشگر داده‌های عمومی گوگل

گوگل چارت شروع یک ماجرای جدید گوگلی بود. حالا گوگل ابزار جدید و مرتبط دیگری را ارائه می‌کند: کاوشگر داده‌های عمومی (Public Data Explorer ) که ترکیبی‌ست از توانایی‌های گوگل چارت با مجموعه‌هایی از داده‌ها که در دسترس عمومی قرار دارند.
کاوشگر اطلاعت عمومی گوگل با استفاده از مجموعه‌ی داده‌ها در سازمان‌هایی مثل صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، یا اداره آمار آمریکا، امکان پالودن و متحرک کردن اطلاعات را در همه‌ی فاکتورها و مجموعه‌هایی که در دسترس قرار دارند فراهم می‌کند، به علاوه‌ی پشتیبانی جغرافیایی (Geolcation )

تصویرسازی‌هایی از این دست (شبیه نمونه‌ی بالا) می‌توانند زمینه‌ی خوبی را به گزارش‌های خبری اضافه کنند، در حالی که لینک‌ها و نموارهای به اشتراک گذاشته شده در متن نیز خود به خود با آخرین اطلاعات مجموعه‌ی داده‌ها به روزرسانی می‌شوند.
پروژه کاوشگر اطلاعات عمومی گوگل اکنون در مرحله‌ی آزمایشی‌ست و منتظر بازخورد کاربران، شما هم می‌توانید با پیشنهادهای خود به پیشرفت آن کمک کنید.

 

دسته هاوب و ابزار برچسب ها:

گوگل چارت

۲۷ خرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

Google Chart Wizard “گوگل چارت” یکی از سرویس‌های جدید گوگل است که به شما امکان ساخت نمودار خطی، دایره‌ای، گراف بار و انواع دیگر از نمودارها را می‌دهد.


با استفاده از آن شما امکان به اشتراک گذاشتن گراف را خواهید داشت، در حالی که می‌توانید از “نمودار” خودتان به صورت کد HTML یا آدرس URL نیز در متن‌های مختلف استفاده کنید.
گوگل چارت همچنین یک گالری از طرح‌های مختلف دارد، و ابزاری که به راحتی امکان نمایشی کردن ایده‌هایتان را فراهم می‌کند.
گوگل چارت منتظر شماست، ساخت گراف خودتان را شروع کنید.
دسته هاوب و ابزار برچسب ها: